به گزارش همشهری آنلاین، رضا محبی نویسنده و کارگردان اپیزود «حیرانی» از سریال «اهل ایران» که طراح و خالق آن محمدحسین مهدویان بوده است، درباره فرایند ساخت این پروژه عنوان کرد: همانطور که گروههای مختلف در ایام جنگ فعال بودند و همکاری میکردند، اهالی رسانه نیز بهویژه عکاسان خبری و مستندسازان، نخستین گروه رسانهای بودند که در موقعیت بحران و فاجعه وارد عرصه شدند. مسئله اصلی برای ما این بود که آیا اساسا امکان خلق اثر داستانی در چنین شرایطی وجود دارد؛ آن هم درباره رویدادی لحظهای که هنوز زمان از آن نگذشته است.
وی ادامه داد: بهطورکلی، کار روی سوژه معاصر در ادبیات داستانی بسیار دشوار است و در جنگ ۱۲ روزه بیشتر فرصت ساخت فیلمهای کوتاه و تیزر فراهم شد. من در آن دوران بیشتر تجربه نگارش فیلمنامه سینمایی و سریال داشتم و چند اثر کوتاه نیز ساختیم. جنگ رمضان تقریباً شبیه یک طرح پایلوت یا آزمایشی برای گروههای فعال در حوزه داستانی بود. ۲ پروژه همزمان شروع شد که یکی مجموعه «سرو، سپید، سرخ» برای تلویزیون بود که من هم در آن پروژه به دوستان کمک کردم و همچنین به دعوت مهدی یزدانیخرم و محمدحسین مهدویان به پروژه «اهل ایران» اضافه شدم. این توفیق حاصل شد و توانستم اپیزود «کوکی» به کارگردانی سید جواد هاشمی را بنویسم و همچنین اپیزود «حیرانی» را بسازم.
محبی در پاسخ به این پرسش که ایده ۲ اپیزود «کوکی» و «حیرانی» تا چه میزان برگرفته از تجربیات مستقیم او بوده و چه میزان دراماتیزه شده است، توضیح داد: یکی از مهمترین مؤلفههایی که در جنگ ۱۲ روزه رخ داد و برای افکار عمومی جهان قابلتوجه بود، این واقعیت است که در بیشتر جنگهای جهان، مردم معمولاً مهاجرت میکنند و از صحنه نبرد میگریزند؛ اما در ایران، مهاجرت معکوس رخ داد، مردم ماندند و هر کس به نحوی به فعالیت پرداخت. در ادبیات ژانر فاجعه و جنگ، معمولاً قحطی، کمبود، تنش و چالشهای سیستمی رخ میدهد، اما در ایران همدلیِ عظیمی شکل گرفت که سنگبنای خلق سه موقعیت داستانی شد: یکی به یک اثر کوتاه به نام «شب پرستاره» تبدیل شد، دومی را بچههای بندرعباس ساختند که من فیلمنامه آن را نوشتم و سومی هم داستان «کوکی» است.
این نویسنده افزود: داستان «کوکی» از این حیث برای من جالب بود که بدانم در شرایط جنگی، گروههای مختلف از جمله کودکان بیسرپرست چگونه با این موقعیت مواجه میشوند. بنمایه داستان «کوکی» روایت یک مربی و چند کودک است که هنوز کسی دنبال آنها نیامده است.
محبی درباره اپیزود «حیرانی» اظهار کرد: در اپیزودهای مختلف «اهل ایران»، موقعیتهای گوناگونی مانند بحران در بیمارستان، چالش زندگی یک زوج بر اثر حادثه، بیماری و ... دیده میشد. احساس کردم در این میان باید به حادثه ترور رهبر شهید انقلاب نیز اشارهای شود، حادثهای که شاید مهمترین شخصیت تاریخ معاصر کشورمان در آن مورد هدف قرار گرفت. کار روی چنین سوژهای بسیار دشوار بود زیرا ایشان شخصیتی بودند که نزدیک به نود میلیون ایرانی و بسیاری از افراد خارج از کشور نسبت به او احساس دارند. میخواستم قصهای را روایت کنم که مختص قشر خاصی نباشد و دوست داشتم غیرمستقیم به این سوژه بپردازیم که در این میان به نماد انگشتر رسیدم؛ نمادی که رهبر انقلاب در دیدارهای مختلف با آن شناخته میشدند.
وی تاکید کرد: به عقیده من مهمترین ویژگی «حیرانی» این است که یک روایت منسجم را در طول فیلم دنبال میکند، بدون آنکه به قشر خاصی تعلق داشته باشد.
این کارگردان با اشاره به اهمیت ساخت آثار دراماتیک از حوادث گفت: من به سبب رشته تحصیلی و علاقهام، به این موضوع فکر کردم که شاید برای نخستین بار در جهان در ژانر فاجعه، داستانهای دراماتیک همزمان با وقوع حادثه تولید میشوند. ما تجربه گزارش تصویری و مستند داریم، اما تاکنون در هیچ جای دنیا، ملودرام یا درام از یک واقعه در همان لحظه ساخته نشده است. من اصطلاح «سینمای بههنگام» را برای این نوع سینما پیشنهاد کردهام؛ سینمایی که در متن ماجرا، موقعیت داستانی خلق میکند. این مساله بسیار دشوار است زیرا همزمان باید خط ماجرا و پیرنگ را بنا کرد و شخصیتپردازیها نیز درست باشد.
محبی در پایان با اشاره به انگیزه تیم تولید برای کار کردن در شرایط بحرانی عنوان کرد: نزدیک به ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر روی این پروژهها کار میکردند و همه میدانستند در چه شرایطی فعالیت میکنند. شبهای بسیاری زیر صدای پدافند و موشک کار کردیم و در لوکیشنهایی بودیم که انفجار در کنارمان رخ میداد. هنگام ضبط اپیزود «حیرانی»، دقیقاً در زمانی که تجریش مورد حمله قرار گرفت، در همان لوکیشن بودیم و لرزشهای شدیدی را حس کردیم. به نظرم این انگیزه را میتوان ادای دین، احساس وظیفه، یا شاید نتیجه این جمله شیرین دانست که «ما هم باید یک کاری بکنیم». همانطور که مردم در خیابانها ایستادهاند و دفاع میکنند، نیروهای نظامی و پدافندی فعال هستند، هنرمندان نیز باید سهم خود را ادا کنند. من این افتخار را داشتم با افرادی کار کنم که حتی یک لحظه درنگ نکردند و به تعطیلی کار در آن شرایط فکر نکردند.
نظر شما